مرتضى مطهرى
58
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هوشيارانه و زيركانهء كليات اسلامى بر جريانات متغيّر و زودگذر است . در كتاب « اصول كافى » بابى دارد تحت همين عنوان كه : « هيچ مسألهاى نيست مگر اينكه اصول آن در كتاب و سنّت هست » . علىهذا اصل « عدل » و اصل تبعيّت احكام از مصالح و مفاسد نفس الامرى ، و بالطبع اصل حسن و قبح عقلى و اصل حجّيّت عقل ، به عنوان زيربناى فقه اسلامى شيعى معتبر شناخته شد ؛ و بالاخره اصل « عدل » جاى خويش را در فقه اسلامى بازيافت . در فقه شيعه ميان عقل و خيال ، و به عبارت ديگر ميان برهان عقلى و قياس ظنّى كه همان تمثيل منطقى است تفكيك شد ؛ گفته شد منابع فقه چهار است : كتاب ، سنّت ، اجماع ، عقل . در اين مكتب فقهى با اينكه رأى و قياس مردود گشت ، عقل و برهان معتبر شناخته شد . اصل عدل در حوزههاى اجتماعى و سياسى آنچه تاكنون گفته شد مربوط به طرح علمى مسألهء عدل در جوّ فكرى و علمى جهان اسلام بود ؛ همه مربوط به اين بود كه چگونه شد كه مسألهء « عدل الهى » در نظام تكوين و يا نظام تشريع ، از قرون اوليهء اسلامى وارد علوم اسلامى شد و تا آنجا اهميت يافت كه بعضى فرق ، خود را « عدليّه » خواندند و « عدل » را يكى از اصول اعتقادى و مايهء امتياز اعتقادى خود از ساير فرق بشمار آوردند ؛ چنان كه ما شيعيان ، اصول اعتقادى اسلامى خود را كه مىشماريم « عدل » را به عنوان يكى از اصول دين نام مىبريم . علاوه بر طرح علمى ، به نوعى ديگر نيز اين مسأله از صدر اسلام در جامعهء اسلامى و در سطح عامّهء مردم مطرح بوده است ، و آن مرحلهء اجرائى عدل است . يك نفر مسلمان ، از بديهيّات اوّليّهء انديشههاى اسلامى اجتماعىاش ، اين بوده كه امام و پيشوا و زعيم بايد عادل باشد ، قاضى بايد عادل باشد ، شاهد محكمه بايد عادل باشد ، شاهد طلاق يا رجوع بايد عادل باشد ؛ و از نظر يك مسلمان شيعى ، امام جمعه و جماعت نيز بايد عادل باشد . هر مسلمان همواره در برابر پستهايى كه يك مقام عادل بايد اشغال كند احساس مسئوليّت مىكرده است . اين جملهء رسول اكرم زبانزد خاص و عام بود : افضل الجهاد كلمة عدل عند امام جائر ( 1 ) ؛ و چه شهامتها و حماسهها كه
--> ( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 60 .